قلبهای گره خورده
پسری نابینا بدلیل مشکلات زندگی گدایی می کرد .کنار خیابان نشسته بود و کلاهی جلوی پاهای خود گذاشته بود . همراهش یک تخته سیاه بود که روی آن نوشته شده بود:. "نابینا هستم، کمکم کنید!" خدایا ! دلم باز امشب گرفته بیا تا کمی با تو صحبت کنم بیا تا دل کوچکم را خدایا فقط با تو قسمت کنم *** خدایا بیا پشت آن پنجره که وا می شود رو به سوی دلم بیا،پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم *** خدایا کمک کن به من نردبانی بسازم و با آن بیایم به شهر فرشته همان شهر دوری که بر سردر آن کسی اسم رمز شما را نوشته *** خدایا کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد کمی هم به فکر دلم باش مبادا بمیرد *** خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت اگرچه شکسته شبی می فرستم برایت خدایا زندگی سرشار از هزاران نگرانی ست و ذهن از یک فکر به سوی فکری دیگر پرواز می کند در میان چنین هیاهویی شنیدن ندای خاموشی که در قلب با من سخن می گوید دشوار است خدایا مرا موهبت آن بخش که ذهنم در کشاکش این غوغای روزمره بر تو متمرکز باشد و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم بادا که چنان متبرکم گردانی که ندای تو را بشنوم و سیمای تو را که پر از لطف و زیبایی است به چشم دل مشاهده کنم دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچکس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد. یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است ! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم : خدایا، تو قلب مرا می خری ؟. و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم ببخشید، دیگر "برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم" Girl, im going out of my mind (mind) هی دختر واقعا دارم دیوونه میشم هرچند که درست و حسابی نمیشناسمت فكر مي كنم كه ديگه فرصتی واسم نمونده im waiting for the moment i can show you(show you) منتظر یه فرصتیم که بهت نشون بدم و عزیز دل، میخوام بدونی، دارم رفتنت رو می بینم im watching you pass me by دارم میبینم که داری از کنارم رد می شی این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی من تموم مدت اونجا بودم تنهای تنها.. و وقتی اون کارارو میکردی میدیدمت تورو باید از فکرم بیرون کنم، ولی عزیز دلم میخوام یه بار دیگه ببینمت این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی هر وقت میخوام بخوابم، نمیتونم جلوی خودمو نگه ندارم که بهت فکر نکنم بی عشقت من ضعیفم، بدون تو بودن رو حتی نمیتونم تصور کنم و حالا تو همش تو فکرمی Im never gonna let you slip away again (again) این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی و نگار داری دور سرم میچرخی I wish that i could tell you that i want you هر وقت تورو می بینم دلم میخواد که بتونم بهت بگم که میخوامت If i get up the chance to walk with you اگه باز فرصت صحبت کردن رو باهاتو پیدا کنم اگه بتونم باز باهات قدم بزنم دیگه مجبور نیستم تحملش کنم این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی امروز وقتی تنها دیدمت. . .میدونستم باید بیام و پیشت باشم ...all about the things you made me go through چون دختر جون،واقعا میخوام بدونی. . . راجع به تمام چیزایی که منو اسیرشون کردی و حالا اون داره تو چشمام نگاه میکنه You get me open and now you dreaming تو منو تو عشق خودت ول کردی و بازم رفتی تو رویا این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی I wish that i could tell you that i want you هر دفعه که می بینمت، از خدا میخوام که بتونم بهت بگم، تورو میخوام If i get up the chance to walk with you اگه باز فرصت صحبت کردن باهاتو پیدا کنم اگه بتونم باز باهات قدم بزنم دیگه مجبور نیستم تحملش کنم این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی تو تنها کسی هستی که که میخوام همیشه یادم باشه که هیچوقت نمیتونم از قلبم جداش کنم هرچند تورو خوب نمیشناسم، ولی میخوام عشقم رو بهت نشون بدم Monona و تو اونجا پیش من خواهی بود، و تو رو خواهم دید که از روبروم رد میشی هی دخترجون من به عشقت نیاز دارم، عزیزم Just One last Dance-Sara Connor Just One last Dance.... Just One last Dance.. فقط يه بار ديگه بيا با هم برقصيم . فقط يه بار We meet in the night in Spanish cafe.I look into your Eyes just don't know ما در يه قهوه خونه اسپانياي همديگه رو ديديم. من به چشاي تو زل زدم what to say نمي دونستم چي بگم feels like i'm drowning in the salty water.a few hours is left till the sun's مثه اين بود كه دارم تو درياي شور خفه ميشم . چند ساعتي مونده تا خورشيد gonna raise بالا بياد tomorrow will come and its time to realize. Ur love is finished for ever فردا از راه ميرسه و اون موقع هست كه بايد بفهميم عشق تو براي هميشه فنا شده . How i wish to come with u . How i wish we make it trough چطور من آرزوي با تو آمدن را بكنم. چطور من آرزو رو بپرورانم Just one last dance before we say goodbye. فقط بيا يه بار قبل از گفتن خدا حافظي برقصيم When we swear and turn round round round .It's like the first time وقتي قسم مي خوريم و مي چرخيم و مي چرخيم مثه اولين بار هست Just One more chance.Hold me tight and keep me warm cause the night is بازم يه شانس ديگه . من و محكم تو آغوشت بگير گرمم كن چون شب داره getting cold And I don't know where i belong سرد ميشه و من نمي دونم كه به كجا تعلق دارم The wine the lights and the Spanish guitar.I Never forget how Romantic they شراب لامپها و گيتار اسپانيايي هيچگاه رمانتيك بودن اونا رو فراموش نميكنم are. But I know tomorrow i l will ose the one I loved.THere is no way to come اما مي دونم فردا كسي رو كه دوسش دارم از دست مي دم . هيچ راهي نيست كه به ياريت بيايد with u. It's only thing to do جدايي تنها راه چاره هست Just one last dance before we say goodbye فقط بيا يه بار قبل از جدايي برقصيم When we swear and turn round round round . is like the first Time . Just one وقتي ميرقصيم و ميچرخيم و ميچرخيم درست مثه روز اوله فقط يه شانس مونده more Chance. Hold me Tight and keep me Warm cause the night is Getting من و محكم بگير و گرمم كن چون شب سردي در راه است و من نمي دانم به كجا تعلق دارم Cold and i dont know Where i Just one last danceeeee before we say goodbyeeee فقط يه بار ديگه برقصيم قبل از اينكه جدا شيم سحر در سجده ی پاکی تو را در زجه های قلب بیمارم دعا کردم. هزاران بار در اندوه و تنهایی تو را در های های گریه و اشک ام صدا کردم. تو را من تا سحر هر شب به تنهایی دعا کردم. دریغ از درد تنهایی دریغ از آه سرد و اشک رسوایی که در دنیای بی مهری کسی از دل نمی تابد و من در آسمان و کهکشان_ اینچنین دنیای بد عهدی تو را خورشید پاک_آسمان عشق کردم تو را من عاشق ام ، عاشق ! تو را با عشق و مستی من وفا کردم. عجب دنیای بد عهدی عجب دنیای صد رنگی عجب رنگ پر از ننگی چرا اینگونه بی رحمی؟ چرا از خود نمی پرسی؟ چرا با من چنین کردی!؟ من اینجا در تمام لحظه هایم نام زیبای تو را فریاد کردم تو را در کفر این هستی، خدا کردم خدایا من تو را اینگونه با خود آشنا کردم. از آن روزی که مهر از من گسستی تو را من تا خدا فریاد کردم دعا کردم ، دعا کردم تو را از هر بلایی من رها کردم. عجب دنیای بیرحمی! نمیدانم خدایا ، من چرا بیگانه ای را با دل دیوانه ی خود آشنا کردم
ادامه مطلب


and even though i dont really know you(you)
and plus im feeling im running out of time
and baby girl i want u to know, im watching you go
its real love that that you dont know about...
Baby i was there all alone.. When you'd be doing things i would watch youj but baby girl i gotta see you once again (again)
its real love that you dont know about..
its real love that that you dont know about...
Every now and now i go to sleep, i couldn't stop dreaming about you
your love is got me feeling kinda weak.. i really cant see me without you
and now u're running around in my head
نمیخوام دوباره از کفم بری
Its real love that that you dont know about...
Every now and then when i watch you...
if i can have the chance to talk with to you..
then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)
دیگه این احساسو تو خودم نگه نمی دارم و نمیذاشتم این وضعیت پیش بیاد
Its real love that you dont know about...
its real love that that you dont know about...
Today when i saw you alone... i knew had to come up and approach you
coz girl i really gotta let you know
and now she looking at me in the eye and now
again (again)
its real love that that you dont know about...
Every now and then when i watch you...
if I can have the chance to talk to with you..
then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)
دیگه این احساس رو تو خودم نگه نمی دارم و
Its real love that you don't know about...
its real love that you don't know about..
این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی
You're the one that I want to know that I can take it from me nonunion
even thought I don't really know you.. I gotta lotta love I want to show you
and you'd be right there in front of me.. I see you passing in front of me
girl I need ur love ...Baby I need Ur love


| Design By : Night Skin |

